طعم داشتن
مترادفها
مزه داشتن، چشیدن
متضادها
بیمزه بودن، بیطعم بودن
لغت نامه دهخدا
طعم داشتن. [ طَ ت َ ] ( مص مرکب ) مزه داشتن:
آن کوزه بر کفم نه کآب حیات دارد
هم طعم نار دارد هم رنگ ناردانه.سعدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مزه داشتن.
جمله سازی با طعم داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گنج شو، نه گنج جو، خوشتر کدام؟ انصاف ده طعم شِکر داشتن یا طمع شِکر داشتن
💡 پرتو حقست در هر چیز، ماهی شو به طبع تا ز آب شور یابی طعم کوثر داشتن
💡 پس از سالها تلاش و پشتکار بیوقفه، او بالاخره توانست طعم داشتن موفقیت و رسیدن به اهداف بزرگی را که همیشه در رویاهایش داشت، تجربه کند.
💡 برای درک واقعی معنای زندگی، انسان باید طعم داشتن رنج و سختی را نیز در کنار لذتها و خوشیهای روزمره خود به خوبی لمس نماید.
💡 او آرزو داشت که روزی بتواند طعم داشتن آزادی و استقلال کامل را در کشوری که دوست دارد، به صورت واقعی و بدون محدودیت تجربه کند.