لغت نامه دهخدا
شیره پز. [ رَ / رِ پ َ ] ( نف مرکب ) دباس. که شیره پزد. که دوشاب پزد. ( یادداشت مؤلف ).
شیره پز. [ رَ / رِ پ َ ] ( نف مرکب ) دباس. که شیره پزد. که دوشاب پزد. ( یادداشت مؤلف ).
دباس که شیره پزد
💡 وجود چهار آسیاب تخریب شده و محفظه شیره پز نیز حکایت تاریخ کهن روستا را تداعی میکند.
💡 اصلیترین میوه باغی دماب اِنگور است. روزگاری نه چندان دور، ۱۸ کارخانه شیره انگورپزی، در روستا دماب بوده، که درهمه تابستان و بخشی ازپاییز شبانهروزی به پخت شیره مشغول بودهاند، ولی باغ داران وانگورداران روستا پشت درب کارخانههای شیره پزی نوبت بندی مینموده، تا انگورهای خود را شیره کنند، و گاهی سر نوبت، برخورد و دلخوری نیز پیش میآمدهاست؛ یعنی ۱۸ کارخانه شبانهروزی، از پاسخ گویی به مردم آبادی درمیماندهاند، زیرا به سبب فراوانی و انبوهی انگور روستا، آنها پس ورنمیآمدهاند که به هنگام انگورمردم را بپزند.