حجتی

لغت نامه دهخدا

حجتی. [ ح ُج ْ ج َ ] ( ص نسبی ) شخص بحث کننده. نیک دلیل آور. دلیل آور مُصِّر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شخص بحث کننده دلیل آور

جمله سازی با حجتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او همچنین معاون وزیر و رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور بوده‌است. این انتصاب توسط محمود حجتی، وزیر وقت جهاد کشاورزی انجام شد.

💡 صاعد اندلسی او را داناترین مردم می‌داند و از او چنان نام می‌برد که گویی سخن وی در هر باب حجتی قاطع است.

💡 تا بیان ثابت نگردد جز به قول حجتی تا عرض قائم نباشد جز به ذات جوهری

💡 حجتی بپذیر و برهانی ز من زیرا که نیست آن دبیرستانِ کلی را جز این جزوی گوا

💡 وی با حکم محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی دولت حسن روحانی از سال ۱۳۹۲ تا سال ۱۳۹۶ ریاست سازمان جنگلها، مراتع و آبخیز داری کشور را بر عهده داشت.