بجل

لغت نامه دهخدا

بجل. [ ب ُ ج ُ ] ( اِ ) استخوان شتالنگ که در میان بندگاه ساق پای می باشد و به تازی کعب می گویند. ( برهان قاطع ). بجول. بژل. بژول. ( فرهنگ نظام ). بچول. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). پژل. پژول. استخوان کعب که بدان بازی می کنند. ( فرهنگ رشیدی ). کعب. استخوان شتالنگ. ( ناظم الاطباء ):
چو شش بجل ز غمت مشت استخوان شده ام.اسدی ( از فرهنگ ضیاء ).
بجل. [ ب َ ] ( ع مص ) نیکوحال باپیه شدن و شادمان گردیدن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). نیکوحال گردیدن. دارای خصب و فراخی شدن. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بجول. ( منتهی الارب ).
بجل. [ ب َ ج َ ] ( ع اِ ) افتراء. بهتان. ( آنندراج ). تهمت. ( منتهی الارب ). || شگفت. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || دنائت و دون همتی. ( آنندراج ). و از آن است قول لقمان بن عاد که در ذم برادر خویش گفته خذی منی اخی ذا البجل؛ ای انه قصیر الهمة یرضی بخسائس الامور و لایرغب فی معالیها. ( منتهی الارب ). فرومایگی. پست فطرتی. ( ناظم الاطباء ).
بجل. [ ب ُ ] ( ع اِ ) بهتان عظیم. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
بجل. [ب َ ج َ ] ( ع حرف ایجاب ) آری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نعم. آری. بلی. || ( اسم فعل ) بسنده است. یکفی. ( منتهی الارب ). بس است. حسبک. ( آنندراج ). یعنی کفایت میکند ترا و بس است. ( از ناظم الاطباء ).
بجل. [ ] ( ع مص ) شهرت با افتخار یافتن. ( از دزی ج 1 ص 51 ). مفتخر بودن. و رجوع به بجول شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بجول
شهرت با افتخار یافتن مفتخر بودن.

جمله سازی با بجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امیر گفت: «سخت صواب آمد.» و زیادت خلیفه را بر خواجه بردادن گرفت و وی می‌نبشت (): صد پاره‌ جامه همه قیمتی از هر دستی‌، از آن ده بزر. و پنجاه نافه مشک‌ و صد شمّامه‌ کافور و دویست میل‌ شاره بغایت نیکوتر از قصب‌ و پنجاه تیغ قیمتی هندی و جامی زرین‌ از هزار مثقال پر مروارید و ده پاره یاقوت و بیست پاره لعل بدخشی‌ بغایت نیکو و ده اسب خراسانی ختلی‌ بجل‌ و برقع‌ دیبا، و پنج غلام ترک قیمتی. چون نبشته آمد، امیر گفت: این همه راست باید کرد.

💡 جریر بجلی در حمله اعراب به ایران نیز حضوری پررنگ داشت. در فتح تستر او از طرف عمار مأموریت یافت تا به کمک سپاه ابوموسی رود. در حالی که وی مأمور فتح میمنه بود و بعد از فتح آن به ابوموسی پیوست.

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز