خرقه انداختن

لغت نامه دهخدا

خرقه انداختن. [خ ِ ق َ / ق ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) بخشیدن جامه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || اقرار و اعتراف نمودن بگناه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || عاجز شدن و تسلیم کردن. || از هستی مبرا گشتن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || مجرد گردیدن و از خودی بیرون آمدن. ( برهان قاطع ).

فرهنگ فارسی

بخشیدن جامه یا اقرار و اعتراف نمودن بگناه.

جمله سازی با خرقه انداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا رسد وقتی که باید بر زمین انداختن خرقه تن را به آب و نان رفویی می کنیم

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز