جرجین

لغت نامه دهخدا

جرجین. [ ج ُ ] ( اِخ ) نام موضعی به بطیحه بین بصره و واسط که راهی صعب العبور دارد. رجوع به معجم البلدان ذیل همین کلمه شود.
جرجین. [ ج ُ ]( اِخ ) ابن میلاذجرد. کسی است که قریه جرجینجرد را بناکرده و بنام خود نامیده است. ( از تاریخ قم ص 85 ).

جمله سازی با جرجین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۶ سپتامبر دو شکارچی باقرقره در نزدیکی یک جاده ۲ مایل دورتر از دریاچه سامامیش روی بقایای اسکلت اوت و نسلوند لیز خوردند. باندی بعدها تأیید کرد که یک استخوان ران و چند مهره اضافی که در همان محل پیدا شده متعلق به جرجین هاوکینز است. شش ماه بعد از آن جمجمه و استخوان فک زیرین هیلی، رانکورت، پارکس و بال در کوه تیلور (که باندی گهگاه در آن کوه‌پیمایی می‌کرد) پیدا شد. تمامی بقایا به وسیله یک شیء مته مانند به شدت آسیب دیده بودند.