گرایش عرفانی ابنسینا همواره از موضوعات بحثبرانگیز در میان عالمان، عارفان و مورخان اندیشه اسلامی بوده است. هرچند او را در زمره فیلسوفان مشایی و عقلگرای مسلمان میشمارند، اما نمیتوان از تأثیر آشکار آثار و اندیشههایش در ادبیات عرفانی و در شیوه بیان رمزآلود و تمثیلی اهل طریقت در قرون بعد چشمپوشی کرد. در بسیاری از آثار برجایمانده از ابنسینا، نشانههایی از التفات او به سلوک عرفانی و درک باطنی از حقیقت مشهود است. هرچند برخی از صوفیان او را نمونه کامل عقلگرایی دانسته و بر این باور بودهاند که اتکای بیش از اندازه وی به برهان عقلی مانع شهود حقیقی است، با این حال، برخی دیگر از اهل معرفت به او با دیده ارادت نگریسته و او را صاحب بینشی لطیف در ساحت روح و معنا تلقی کردهاند.
شواهد تاریخی نشان میدهد ابنسینا در عین وفاداری به مبانی عقل و فلسفه، با عارفان و صوفیان روزگار خود نیز ارتباط علمی و معنوی داشته است. در کتاب منتخب نورالعلوم از دیدار بوعلی سینا با خرقانی سخن رفته است و در آثار دیگری چون اسرارالتوحید و حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر از مجالست و مکاتبه میان او و ابوسعید یاد شده است. در این مکاتبات، لحن دو طرف نشان میدهد که هر یک برای دیگری مقام و شأنی والا قائل بودهاند؛ چنانکه بوعلی در پاسخ به یکی از پرسشهای ابوسعید، پرسش عارف را نشانه فروتنی او دانسته و در مقابل، ابوسعید نیز او را با عباراتی آکنده از احترام و تجلیل یاد کرده است. از آثار بهجامانده برمیآید که رساله سرالقدر ابنسینا نیز در پاسخ به یکی از پرسشهای عرفانی ابوسعید نوشته شده است، امری که گواهی روشن بر اعتقاد همعصران به آگاهی و بصیرت عرفانی شیخالرئیس است.
نفوذ اندیشههای ابنسینا در میان عارفان پس از او نیز ادامه یافت و گاه با تناقضاتی همراه بود. عینالقضات همدانی در مواردی برای توضیح مفاهیم عرفانی از سخنان ابنسینا الهام گرفته و تعبیرات او را در خصوص «کفر حقیقی و اسلام مجازی» یا مسأله «نکیر و منکر» در آثار خود بازتاب داده است. در مقابل، بعضی از عارفان چون مولوی گاه به عقلگرایی او طعنه زدهاند، اما در جای دیگر همان عقلانیت را تجلی «پزشک الهی» و «مهمان غیب» دانستهاند. همین دوگانگی در نگاه، در آثار جامی و حتی در طریقت سبعینیه نیز دیده میشود؛ چنانکه ابنسبعین از او انتقاد کرده اما شاگردش ابوالحسن ششتری، ابنسینا را در زمره پیشوایان طریقت خود آورده است. بدینسان میتوان گفت ابنسینا در مرز میان عقل و عرفان ایستاده است؛ شخصیتی که با نبوغ فلسفی خود به قله استدلال رسید و در عین حال، پرتوی از شهود و ذوق عرفانی را نیز در افق اندیشهاش منعکس ساخت.