امتن

لغت نامه دهخدا

امتن. [ اَ ت َ ] ( ع ن تف ) درشت تر و استوارتر. ( ناظم الاطباء ). متین تر.

فرهنگ فارسی

درشت تر و استوار تر

جمله سازی با امتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولی چو کرد به سیم آرشی کمان را جفت چو تیر راست شد از فرط امتنان رستم

💡 4- نگارنده هرگز ادعائى مبنى بر خالى بودن كتاب از نقص را ندارد و هرگونه انتقادسازنده و راهنمايى كه به كامل شدن آن كمك نمايد را باكمال امتنان مى پذيرد و از درگاه با عظمت خداوند بيشتر، عزت و عظمت اسلام و مسلمين رامسئلت مى نمايد. خداوندا نعمت ايمان و عمل با اخلاص و توفيق انجام وظيفه به ما مرحمتفرما.

💡 از وجودت بر روان کن فکانست امتنان عیسی جاه تو را برآستانست آسمان

💡 به همگان از باب منت و امتنان رحمت رحمانى داده اند تا از آن در جهت ارتقاء وجودى در قوسصعود بهره گيرند وبا علم و عمل خويشتن را بسازند و متصف به اسماء الله گردند.

💡 الثانى: اينكه حقى پيدا مى كند در بدنت، يعنى سعى در حوائج او بكنىمثل حوائج خودت، بل بالاتر، بدون اينكه او خواهش نمايد، باكمال بشاشت و امتنان و او را مقدم بدارى در رفع حوائج و در كرامات و زيارات و غيرهابر اقارب و اولاد او.