اذناب الخیل

لغت نامه دهخدا

اذناب الخیل. [ اَ بُل ْ خ َ ] ( ع اِ مرکب ) گیاهی است داروئی. لحیةالتیس. ذنب الخیل. شِنگ. الاله شنگ. ریش بز. اسپلنج. مارنه. و رجوع به ذنب الخیل و لحیةالتیس شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) شنگ اسپلنج
نام گیاه داروئی

جمله سازی با اذناب الخیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در شیراز و اصفهان به شنگ آلاله شنگ و در خراسان ریش بز خالدار و در لرستان شِنگ نامیده می‌شود. به این گیاه همچنین اشلنگ؛ یمنیه، قندرون، سنسفیل، تسلسفیل، اسپلنج، اسفلنج و در آذربایجان یملیک هم می‌گویند. عربی نوع چمنی این گیاه که برگ‌های آن باریک‌تر از شنگ است، لحیه التیس و زنب الخیل است، ولی در عراق و شامات به آن اذناب الخیل می‌گویند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران