ساطرون

لغت نامه دهخدا

ساطرون. [ طِ ] ( اِخ ) نام رومی یکی از پادشاهان محلی عرب که در قرن سوم میلادی در حضر ( واقع در میان دجله و فرات ) حکومت میکرد. و اعراب او را ضیزن نامند. شاپور اول ساسانی ( 241 - 271 م. ) وی را محاصره کرد و پس از چهارسال نظیره ( نضیره ) دختر ساطرون عاشق شاپور شد و بحیلت شهر را تسلیم کرد. این داستان نغز در ترجمه طبری چ مشکور ص 92 تا 94 و معجم البلدان ج 3 ص 290 ذیل کلمه حضر و حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 225 و 226 آمده است. و نیز رجوع به ضیزن شود.

جمله سازی با ساطرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در گشوده شد و شاهپور با سپاهيان خود به درون قلعه ريختند و ساطرون را بهقتل رساندند. سپس دستور داد قلعه را تاراج كنند و پس ‍ ازقتل و اسارت ساكنانش، آنرا ويران نمايند، تا چنان دژ نيرومندى در آن نواحى نباشد.

💡 در يكى از شبها كه دختر ساطرون خوابيده بود، پهلو به پهلو مى گشت وخوابش نمى برد. وقتى شاهپور ناراحتى او را ديد، دستور داد شمعى بياورند تا ببيند دررختخواب او چيست كه آرام نمى گيرد و بخواب نمى رود.

💡 آنگاه طبق وعده اى كه داده بود دختر ساطرون را به همخوابگى گرفت، و با خودبه پايتخت آورد.

💡 ساطرون كه لقبش ضيزن بوده است پادشاه (حضر) كه ميان دجله و فرات قرار داشتبود. در آن جا كاخى زيبا وجود داشت كه آنرا (جوسق ) مى ناميدند، او يكى از شهرهاىشاهپور ذى الاكتاف را غارت و تصرف و خواهر شاهپور را گرفت و مردم بسيارى را كشت.