تیغ بازی

لغت نامه دهخدا

تیغبازی. ( حامص مرکب ) با هم بازی کردن به شمشیر... و همچنین دوتیغه بازی کردن. ( آنندراج ). شمشیربازی. نبرد کردن با شمشیر:
کاینجا نه حدیث تیغبازی است
دلالگییی به دلنوازی است.نظامی.سوسن ز سر زبان درازی
شد در سر تیغ و تیغبازی.نظامی.داشت از تیغ و تیغبازی دست
فارغانه به رود و باده نشست.نظامی.میدان تیغبازی برق است روزگار
بیچاره دانه ای که سر از خاک برکشید.صائب ( از آنندراج ).رجوع به تیغ و ترکیبهای آن و ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

با هم بازی کردن به شمشیر... و همچین دو تیغه بازی کردن شمشیر بازی

جمله سازی با تیغ بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بیقراری دراست تیغ بازی من وگرنه موج مرا میل خودنمایی نیست

💡 از بیم تیغ بازی برق نگاه او خون گشته دل ز چشم غضنفر فروچکد

💡 از تیغ بازی نگهت می توان شناخت کز خون هنوز نرگس مست تو سیر نیست

💡 تجلی تیغ بازی می کند در هر سر سنگی به گرد طور تا کی در تمنای لقا گردی؟

💡 به تیغ بازی مژگان مریز خون مرا که نیست ریختن خون عاشقان بازی

💡 ایمن ز تیغ بازی برق حوادث است قانع ز خرمن آن که به یک دانه می شود

با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
مذمذه یعنی چه؟
مذمذه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز