تناور شدن

لغت نامه دهخدا

تناور شدن. [ ت َ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تجسم. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). تجسد. ( تاج المصادر بیهقی ). ضخامت. ( دهار ) ( مجمل اللغة ). ضخومت. ( دهار ). تنومند شدن. قوی جثه شدن. ستبر و قوی و پرزور شدن:
تناور شد آن کرم و نیرو گرفت
سر و پشت او، رنگ نیکو گرفت.فردوسی.چو بیدبن که تناور شود به پنجه سال
به پنج روز به بالاش بر دود یقطین.سعدی ( دیوان چ مصفا ص 730 ).رجوع به تناور شود.

فرهنگ فارسی

تجسد. ضخامت

جمله سازی با تناور شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاصل اين كه، از ديدگاه قرآن كريم عبادت، هدف آفرينش است و چون هر لحظه فيضخالقيت خدا به ما سوا مى رسد: يسئله من فى السموات و الاءرضكل يوم هو فى شاءن (886) عبادت نيز مرزى ندارد و همان گونه كه حدوث عبادتبه حدوث خلقت است، بقاى آن نيز به بقاى خلقت وابسته است و انسانى كه در مسيركمال خود عبادت را ترك كند، همانند درختى است كه از نمو و تناور شدن مانده است وچنانكه به اجمال گذشت، عبادت هدف نهايى آفرينش انسان نيست؛ همان گونه كه درختشدن براى هسته، هدف نهايى نيست، بلكه هدفى متوسط است و هدف نهايى آن به بارنشستن و ثمر دادن است، عبادت نيز براى انسان هدف متوسط است، نه نهايى و هدف ازعبادت نيز دستيابى به يقين است: و اعبد ربك حتى ياءتيك اليقين (887) عبادتراه رسيدن به يقين است و انسان تا به يقين نرسد، در معرضزوال و دگرگونى است، اما وقتى به يقين رسيد، مى آرمد.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز