براق کردن
مترادفها
صیقل دادن، جلا دادن، برق انداختن، تابان کردن
متضادها
کدر کردن، مات کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{polish} [علوم و فنّاوری غذا] زدودن لایۀ سطحی از مواد غذایی یا دانه های برنج به منظور براق سازی
ویکی واژه
زدودن لایۀ سطحی از مواد غذایی یا دانههای برنج بهمنظور براقسازی.
جمله سازی با براق کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر این از روغن زیتون میتوان برای براق کردن موهای خشک و نرم کردن صورت و دستها استفاده کرد.
💡 ایلمنیت همچنین در تهیه اکسید تیتانیم که در صنایع رنگ سازی، کاغذسازی و پلاستیک به عنوان ماده رنگی، براق کردن سطح فلزات، لعاب، لاستیک سازی، شیشه، فایبرگلاس، سرامیک، الکتروسرامیک و... مصرف میشود، کاربرد دارد.
💡 پرداخت ارتعاشی یک فرایند همهکاره است که بهطور گستردهای برای پلیسهگیری، گردسازی لبهها، رسوب زدایی، صیقل کاری، تمیز کردن، براق کردن و پرداخت دقیق استفاده میشود. بر خلاف پرداخت بشکه ای، پرداخت ارتعاشی در ظروف باز انجام میشود که امکان مشاهده مستقیم فرایند را فراهم میکند.