گل به اب اندا
مترادفها
خراب کردن، تباه کردن، برهم زدن
لغت نامه دهخدا
( گل به آب اندا••• ) گل به آب انداختن. [گ ُ ب ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) همان گل به آب دادن است. مثل برای کسی است که عمل تازه و حرکت زشتی از خود نشان دهد. فتنه تازه برپا کردن. مما ینقل آنکه دختر پادشاهی بر دریا نشسته بود، گلدسته ای در کمال لطافت به دست داشت قضا را گلدسته از دستش در آب افتاد و روان شد تا در شهری به دست پادشاه زاده ای افتاد. او دل ازدست داد و بر بوی وصال صاحب گلدسته جامه جان چاک زده در سراغ مطلوب قطره زن شد. ( آنندراج ):
شب ز مستی شوردر بزم شراب انداختیم
باده نوشان گل به آب و ما کباب انداختیم.سلیم ( از آنندراج ).
جمله سازی با گل به اب اندا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی برای تیم ملی یونان ۱۶ بازی انجام داده و ۰ گل به ثمر رساندهاست. پست تخصصی این بازیکن نیز، دروازهبان است.
💡 همهٔ فتنه روید از خاک و ستیزه خیزد از گل به زمین کرشمه ریزان چو سمند ناز رانی
💡 نسبت خود گل به دامان قیامت می رساند صبحدم سر می زد از چاک گریبانت چه شد
💡 وی برای تیم ملی فوتبال روسیه ۵۷ بازی انجام داده و ۹ گل به ثمر رساندهاست. پست تخصصی این بازیکن نیز، هافبک است.
💡 ای سرو پیش قد او، ای گل به پیش عارضش رعنا نمیدانم تو را زیبا نمیبینم تو را
💡 در این بازیها جمعاً ۲۲ گل به ثمر رسیدهاست که تمامی این ۲۲ گل سهم تیم ملی ایران میباشد.