فرهنگ عمید
آنچه سر بر فلک ساید، بسیار بلند: جلوه گاه طایر اقبال گردد هر کجا / سایه اندازد همای چتر گردون سای تو (حافظ: ۸۲۰ ).
آنچه سر بر فلک ساید، بسیار بلند: جلوه گاه طایر اقبال گردد هر کجا / سایه اندازد همای چتر گردون سای تو (حافظ: ۸۲۰ ).
💡 ز گردون روان رجم تابنده انجم از ایشان روان شلّ و تابنده خنجر
💡 ماه گردون از پی آن گشت همچون آفتاب ماه کانون از پی این چون مه آزار گشت
💡 شنیده صیت اقبال تو هم گردون و هم اختر بخوانده نامه فتح تو هم دانا و هم نادان
💡 مگو «بر بام گردون چون توان رفت؟» توان رفت ار ز خود بیرون توان رفت
💡 که گردون به افسون، چو بستیزد نهد از جام جم، افسانه ای در روزگاران
💡 که گر ز اطلس گردون قصب کند بدبخت ز ماهتاب در افتد شراره اش به قصب