پیشانی سودن

لغت نامه دهخدا

پیشانی سودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) سر بر خاک نهادن. || تعظیم کردن. سجده کردن:
براه او نخستین گام ما را سجده پیش آمد
تو ای حسرت قدم میزن که ما سودیم پیشانی.میرزا بیدل.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- سر بر خاک نهادن. ۲- تعظیم کردن سجده کردن: نمیدانم که باد پیک صبحی از کجا آمد که پیشش سبزه و گل بر زمین سودند پیشانی ? ( وحشی )

ویکی واژه

کرنش کردن.

جمله سازی با پیشانی سودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سایه‌وار از سجده طی‌ کردم بساط اعتبار کوه و دشت از سودن پیشانی‌ام هموار شد

💡 بیزارم ازین بودن وین بادیه پیمودن بر خاک توان سودن در پیش تو پیشانی