لغت نامه دهخدا
پیروزنام. ( ص مرکب ) دارای نامی با ظفر و کامیابی قرین:
که پیروزنامست و پیروزبخت
ازو سربلندست دیهیم و تخت.فردوسی.که پیروزنامست و پیروزبخت
همی بگذرد کلک او بر درخت.فردوسی.
پیروزنام. ( ص مرکب ) دارای نامی با ظفر و کامیابی قرین:
که پیروزنامست و پیروزبخت
ازو سربلندست دیهیم و تخت.فردوسی.که پیروزنامست و پیروزبخت
همی بگذرد کلک او بر درخت.فردوسی.
( صفت ) دارای نامی قرین ظفر و کامیابی: که پیروز نامست و پیروز بخت ازو سر بلندست دیهیم و تخت. ( فردوسی )
دارای نامی با ظفر و کامیابی
💡 نام او توقیع فتح و فر و پیروزی شده ست ملک او تاریخ عدل و امن و ایمان آمده ست
💡 تمیستوکلس پیروز آتنی نبرد سالامیس، پس از رانده شدن از آتن به دربار ایران در شوش پناه برد و شاید نخستین نامآور غربی است که در دربار ایران میتوانست با زبان ایرانی سخن بگوید.
💡 این بازیها در شهریور ماه ۱۳۳۰ برگزار شد؛ باشگاه تاج تهران که امروزه با نام استقلال شناخته میشود در این فصل با کسب سه پیروزی توانست عنوان قهرمانی را به دست آورد.
💡 در اردیبهشت ۱۳۹۸ خیابان پیروزی شهر اراک با تصویب شورای شهر به نام دکتر محمد مصدق مجدداً نامگذاری شد.
💡 از آسمان که نام و لقب را نزول زوست پیروز شاه عالم عادل خطاب تو