عدم ملکه

لغت نامه دهخدا

عدم ملکه. [ ع َ دَ م ِ م َ ل َ ک َ / ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یکی از اقسام تقابل است یعنی عدم آنچه در شأنش وجود است و به عبارت دیگر که در شأن شخص یا نوع یک جنس آن باشد که متصف به وجود باشد چنانکه عدم البصر به انسان کور میتوان گفت به اعتبار آنکه از شأن اوست که مبصر باشدو به حیوان بدون شعور میتوان گفت زیرا از شأن جنس او هست که یک نوع از انواعش که انسان است دارای شعورباشد. ( از شفا، ج 1 ص 22 ). رجوع به عدم و قنیه شود.

جمله سازی با عدم ملکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گشایش رسمی مجلس رویدادی است که به مناسبت آغاز رسمی یک دوره از مجلس انگلستان برگزار می‌شود. این رویداد دارای مراسم و مراحل معناداری است که با سخنرانی ملکه (یا سخنرانی پادشاه) شروع می‌شود. این مراسم نشان بارزی است از تاریخ، فرهنگ و سیاست معاصر این کشور و هر بار اجرای این مراسم یادآور این موارد بسیار مهم به عموم و خواص، از جمله عدم دخالت ملکه در امور اجرایی و سیاسی کشور، است.

💡 پوماره دوم در سال ۱۸۲۱ درگذشت. پسرش تریتاریا، که هنوز در سنین کودکی بود، به عنوان پوماره سوم فقط شش سال حکومت کرد. به دلیل عدم وجود وارث تاج و تخت مرد، خواهر پوماره سوم از سال ۱۸۲۷ به عنوان ملکه پوماره واهینه چهارم حکومت کرد. او همکاری نزدیکی با مبلغان (ال.ام. اس) داشت.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز