لغت نامه دهخدا
( سبز آخر ) سبز آخر. [ س َ خ ُ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آخری است که در آن علف سبز باشد. ( برهان ). رجوع به سبز آخور شود. || کنایه از آسمان. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ) ( رشیدی ). رجوع به سبز آخور شود.
( سبز آخر ) سبز آخر. [ س َ خ ُ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آخری است که در آن علف سبز باشد. ( برهان ). رجوع به سبز آخور شود. || کنایه از آسمان. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ) ( رشیدی ). رجوع به سبز آخور شود.
( سبز آخر ) ۱ - آخری که در آن علف سبز جهت چارپایان آماده باشد. ۲ - آسمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طویله زدند آخر انگیختند به سبز آخران بر علف ریختند
💡 تو شمع بزمگاه لامکانی درین فانوس سبز آخر چه مانی