لغت نامه دهخدا
زیور دادن. [ زی وَ دَ ] ( مص مرکب ) زیور بستن. آرایش دادن. ( آنندراج ):
همو داد زیور سمرقند را
سمرقند نی، آنچنان قند را.نظامی ( از آنندراج ).رجوع به زیور و زیور بستن و دیگر ترکیبهای زیور شود.
زیور دادن. [ زی وَ دَ ] ( مص مرکب ) زیور بستن. آرایش دادن. ( آنندراج ):
همو داد زیور سمرقند را
سمرقند نی، آنچنان قند را.نظامی ( از آنندراج ).رجوع به زیور و زیور بستن و دیگر ترکیبهای زیور شود.
زیور بستن آرایش دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیشنهاد شدهاست که هنگامی که مادهها از جفتگیری سود مستقیم میبرند، مادهها میتوانند به جای آن برای زیورهایی انتخاب شوند که نرها را در مورد وضعیت تولیدمثلشان فریب دهد. در مگسهای رقاص بدیع، نرها غالباً هدایای عروسی میدهند و معمولاً فقط ماده زیور دارد. ویژگیهای ماده در حشرات، مانند کیسههای شکمی و پولکهای بزرگشده ساق پا، برای فریب دادن نرها به جفتگیری با پنهان کردن بلوغ تخمها پیشنهاد شدهاند.
💡 میناکاری هنری با پیشینهای در حدود پنج هزار سال است که برای زیبایی بخشیدن زیور آلات و ظروف مختلف استفاده میشدهاست. این هنر ترکیبی از آتش و خاک است که با هنر نقاشی آمیخته میگردد و نقشهای زیبایی را میآفریند. به گفته برخی کارشناسان و در پی تطبیق دادن میناکاریهای بیزانس با آثار ایرانی، این هنر در ایران شکل گرفته و سپس به دیگر کشورها رفتهاست. البته در اروپا آثاری باستانی یافت شده که پیشینهای بسیار طولانی دارند. برای نمونه شش انگشتر طلا مربوط به سیزده سده پیش از میلاد در قبرس یافت شده که نمونهای از میناکاری مرصع میباشند. همچنین مجسمه معروف زئوس که در یونان پیدا شده مربوط به پانصد سال پیش از میلاد میباشد.