لغت نامه دهخدا
رو نهان کردن. [ ن ِ / ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رو پنهان کردن. رو بستن. کنایه از رو پوشیدن. مقابل رو گشادن و رو بازکردن. ( از آنندراج ):
دل از من برد و رو از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد.حافظ ( از آنندراج ).
رو نهان کردن. [ ن ِ / ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رو پنهان کردن. رو بستن. کنایه از رو پوشیدن. مقابل رو گشادن و رو بازکردن. ( از آنندراج ):
دل از من برد و رو از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد.حافظ ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به کس عنقا صفت منمای دیدار ز مردم رو نهان کن کیمیا وار
💡 رو نهان می کند از روشنی دل شیطان دزد بیدل شب مهتاب نیاید بیرون
💡 با جان دشمنان تو دارند نسبتی در سنگ و آهن آتش ازین رو نهان بود
💡 برقع ز رخ گشودی دل ازکفم ربودی چون دل ربودی ازمن خود رو نهان نمودی
💡 تو ز دیو نفس اگر جوئی امان رو نهان شو چون پری از مردمان
💡 ای بسا عاقلی که آمد و رفت رو نهان ماند در جهان ره حق