جابه جا شدن

فرهنگ معین

(بِ. شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - نقل مکان کردن. ۲ - از محل خود خارج شدن استخوان.

ویکی واژه

نقل مکان کردن.
از محل خود خارج شدن استخوان.

جمله سازی با جابه جا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقتی یک یا چند نوکلئون در هسته خود را در اثنای گذاری از یک حالت اولیه به حالت نهایی جابه جا می کنند، میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی برای مدت زمان بسیار کوتاهی آفریده می شوند و می توانند فرآیندی موسوم به تبدیل داخلی ایجاد کنند.

💡 يابن رسول اللّه ! شما كه اين قدر قدرت داريد و مى توانيد با دعا معاويه را نابودكنيد و زمين عراق و شام را جابه جا نمائيد؛ و حتّى كارى كنيد كه زنتبديل به مرد شود؛ و يا مرد، زن گردد، چرا اين همه ظلم هاى معاويه راتحمّل كرده و سكوت مى نماييد؟!

💡 براى روشن شدن مطلب فرض كنيد: در كلبه اى كه چندين سوراخ داشته باشد چراغىروشن نماييد، از اين سوراخ ‌ها نور و روشنى بيرون مى رود. اين چراغ روح كلبه است !تا زمانى كه در كلبه باشد، حيات دارد و نور از سوراخ ‌ها بيرون مى رود اما اگر چراغرا بيرون ببريد آن جا تاريك مى شود و در واقع مى ميرد. پس مرگ، جابه جا كردن چراغو بيرون بردن آن از بدن است.

💡 به علاوه گريه، تنها جريان يافتن اشك از ديدگان نيست، بلكه گريه هر موجودىمتناسب با موجوديّت و وضعيّت آن است و همانگونه كه در روايات آمده است: (گريهآسمانها به ظهور قطرات خون، گريه ماهيان دريا به خروج آنها از آب، گريه هوا بهتيره و تار شدن آن، گريه خورشيد و ماه به گرفتگى آنها و گريه زمين آن بود كههر سنگى جابه جا مى شد، زير آن قطرات خون نمودار بود.)(203)