تیزی دادن

لغت نامه دهخدا

تیزی دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) برندگی و تندی دادن. لبه یا نوک چیزی را:
سوهان فلک تا گل عدل تو شکفته ست
تیزی نتواند که دهد خار ستم را.انوری ( از آنندراج ). || روانی دادن سخن و جزآن را:
در معرکه نظم به اوصاف رخ دوست
تیزی ز سخن میدهم آن تیغزبان را.علی خراسانی ( ایضاً ).رجوع به تیز شود.

جمله سازی با تیزی دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خورشیدی‌های ضد غواص از جوش دادن میلگردهای ضخیم ۲ متری از وسط با یکدیگر ساخته می‌شود. نوک میلگردها به صورت اریب بریده می‌شود یا به سر آن‌ها وسیله‌های نوک تیزی شبیه سرنیزه متصل می‌شود.