فرهنگ معین
( آویزان شدن ) (شُ دَ )(مص ل. )(عا. ) ۱ - مزاحم کسی شدن. ۲ - سور زدن، ط فیلی بودن.
( آویزان شدن ) (شُ دَ )(مص ل. )(عا. ) ۱ - مزاحم کسی شدن. ۲ - سور زدن، ط فیلی بودن.
( آویزان شدن ) ( مصدر ) آویخته شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اکتبر ۲۰۰۲ در حالی که تعداد سوتینها به ۲۰۰ عدد رسیده بود، مجدداً حصار عاری از هرگونه سوتینی شد و اینبار داستانش بیش از بار اول گسترش یافت و اینبار حصار به جاذبهای توریستی تبدیل شد که رسانهها از سرتاسر اروپا به آن علاقه نشان دادند. با توجه به این علاقه، تعداد سوتینهای ارسالی جهت آویزان شدن به حصار یا شخصاً اضافه شده بهطور چشمگیری افزایش یافت. در اوایل سال ۲۰۰۶ تعداد سوتینهای روی حصار به ۸۰۰ عدد رسید.
💡 استفاده از بانداج سر، باعث میشود که سر سلطهپذیر به حالت رو به جلو کشیده شود و در مقابل آویزان شدن به سمت زمین باشد، و غالباً برای انجام دادن رابطه جنسی دهانی با سوژه استفاده میشود. علاوه بر محدودیتی که این امر ایجاد میکند، در صورت استفاده از یک حلقه مناسب، ممکن است سلطهپذیر بهطور فزایندهای در معرض نفوذ آلت تناسلی سلطهگر به دهانش، قرار گیرد و از آنجا که سر فرد رو به پایین است، میتواند با افتادگی همراه باشد.