اب کاسنی

لغت نامه دهخدا

( آب کاسنی ) آب کاسنی. [ ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آبی که از کوفتن و فشردن برگ کاسنی حاصل کنند مداوا را.

فرهنگ فارسی

( آب کاسنی ) آبی که از کوفتن و فشردن برگ کاسنی حاصل کنند

جمله سازی با اب کاسنی

💡 در مناطقی از ایران از برگ‌های شنگ در سالاد استفاده می‌کنند و آن را مانند کاهو و کاسنی با سرکه و بدون آن می‌خورند. کردها و ترک ها آن را با استفاده از کمی نمک به صورت خام می‌خورند. این گیاه را در کاشان با سرکه و نمک می‌خورند.

💡 روستای خیاری از گیاهان: کُنار، انجیر، بادام کوهی، مورتلخ، کاسنی، کنکر، توله، و بومادران و از جانوران: گرگ، روباه، کفتار، شغال، (پلنگ، قوچ و میش، که به دلیل شکار بی‌رویه فعلاً وجود ندارند) و پرندگانی چون کبک، تیهو و هوبره، شاهین برخوردار است.

💡 بهترین نوع کاسنی فرنگی از بلژیک به دست می‌آید. در این کشور کشت آن بی‌اندازه رواج دارد و محصول فراوانی برای صدور به کشورهای خارج به دست می‌آید که به آن کاسنی بروکسل می‌گویند.

💡 پوشش گیاهی پره سر مشتمل است بر درختان توسکا، اوجا، افرا، مَمرز، شمشاد، گردو، نمدار، راش، درختان پهن برگ نواحی کوهستانی و جنگلی، و گیاهان دارویی نظیر گل گاوزبان، بارهنگ، ثعلب، گل خطمی، پونه، کاسنی، وَن، غاز ایاقی و مازو

💡 همچنین گل ختمی، شیرین بیان، گل بابونه، خاکشیر، کاسنی، شاتره رویش فراوان دارد.