لغت نامه دهخدا
فحیل. [ ف َ ] ( ع ص ) مرد نیک دانا و نجیب. || مرد سخت گشنی کننده. ( منتهی الارب ). ذوالفحولة.( اقرب الموارد ). || فحل فحیل؛ گشن نجیب بااصل و نیکو در گشنی. || کبش فحیل؛ تکه شبیه شتر نر در گشنی، نجابت و زیرکی. ( منتهی الارب ).
فحیل. [ ف َ ] ( ع ص ) مرد نیک دانا و نجیب. || مرد سخت گشنی کننده. ( منتهی الارب ). ذوالفحولة.( اقرب الموارد ). || فحل فحیل؛ گشن نجیب بااصل و نیکو در گشنی. || کبش فحیل؛ تکه شبیه شتر نر در گشنی، نجابت و زیرکی. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فحیل جلاس (به عربی: فحیل جلاس) یک روستا در سوریه است که در ناحیه سنجار واقع شدهاست. فحیل جلاس ۷۹۱ نفر جمعیت دارد.