عزل کردن

لغت نامه دهخدا

عزل کردن. [ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ازکار انداختن. معزول کردن. کسی را از شغل و منصب بازداشتن. ( ناظم الاطباء ). خلع کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). مقابل نصب کردن. از عمل پیاده کردن. ابطال کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کسی رااز شغل و منصب خود بر کنار کردن خلع کردن.

جمله سازی با عزل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سون شیو (۲۳۵ تا ۳ سپتامبر ۲۶۴)، با نام محترم زیلیه، رسماً امپراتور جینگ وو، سومین امپراتور ووی شرقی در دوره سه امپراتوری چین بود. او پسر سون کوان، نخستین امپراتور و بنیانگذار ووی شرقی بود. او ۲۱ روز پس از عزل کردن کوچک‌ترین برادرش سون لیانگ در ۳۰ نوامبر ۲۵۸ میلادی به‌عنوان سومین امپراتور ووی شرقی تاجگذاری نمود.