رنگ ریختن

لغت نامه دهخدا

رنگ ریختن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) زایل شدن رنگ. ( از آنندراج ). رنگ باختن. رنگ رفتن. رنگ جهیدن. رنگ پریدن. رجوع به همین ماده ها شود:
پسر کآنهمه شوکت و پایه دید
پدر را بغایت فرومایه دید
خیالش بگردید و رنگش بریخت
ز هیبت به بیغوله ای در گریخت.سعدی ( بوستان از بهار عجم ).چه گلها می توان چید از دل بیطاقت عاشق
در آن محفل که رنگ از چهره تصویر می ریزد.صائب ( از بهار عجم ).ز یاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزد
دل این شیشه نازک ز نام سنگ می ریزد.صائب ( از بهار عجم ).می چنان دشمن شرم است که گر سایه تاک
بر سر حسن فتد رنگ حنا می ریزد.صائب ( از آنندراج ). || طرح عمارت افکندن و بنای کار گذاشتن. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ):
کی بود در سوختن نسبت به من خاشاک را
رنگ آتشخانه ازخاکستر من ریختند.سلیم ( از آنندراج ).عشق از خاکستر ما ریخت رنگ آسمان
این شرار شوق اول در دل آدم گرفت.صائب ( از آنندراج ).مدار دست ز تعمیر دل دراین موسم
که ریخت لاله و گل رنگ شادمانی را.صائب ( از آنندراج ).- رنگ کاری ریختن؛ شروع به کار کردن. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

زایل شدن رنگ رنگ باختن طرح عمارت افکندن و بنای کار گذاشتن

جمله سازی با رنگ ریختن

💡 سیسیلیا با تام و جیمز ملاقات می‌کند و اصرار دارد که آدریان نمرده بلکه با تخصص خود در فیزیک نور، نامرئی شده تا او را شکنجه کند. اما کسی حرف‌هایش را باور نمی‌کند. نیرویی نامرئی به سیدنی آسیب می‌زند و همه فکر می‌کنند کار سیسیلیا بوده‌است. او به سراغ تاکتیک‌هایی برای گرفتن آدریان می‌رود. بعد از یافتن گوشی قدیمی آدریان و رنگ ریختن روی جسم او، به شدت با هم درگیر می‌شوند و نهایتاً به خانه آدریان می‌رود. در آزمایشگاه، چمدانی پیدا می‌کند که شکش را به یقین تبدیل می‌کند. جسم نامرئی دوباره به او حمله می‌کند ولی او فرار کرده و پیش امیلی می‌رود. جسم نامرئی گلوی امیلی را می‌برد و چافو را در دست سیسیلیا می‌گذارد.

تسخیر یعنی چه؟
تسخیر یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز