اغتدار

مترادف‌ها

خیانت، فریب، نیرنگ، غدر

متضادها

ضعف، ناتوانی

لغت نامه دهخدا

اغتدار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )غدیره ساختن که نوعی از آش است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). اتخاذ غدیرة: اغتدر الرجل؛ اتخذغدیرة. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اغتذار شود.

کلمات مرتبط