لغت نامه دهخدا
تاوان دار. ( نف مرکب ) تاوان دارنده. دارنده تاوان. کسی که جبران ضرر و خسارت را بعهده دارد. غرامت دار. || ضامن. پذیرفتار. کفیل. رجوع به تاوان و سایر ترکیبات آن شود.
تاوان دار. ( نف مرکب ) تاوان دارنده. دارنده تاوان. کسی که جبران ضرر و خسارت را بعهده دارد. غرامت دار. || ضامن. پذیرفتار. کفیل. رجوع به تاوان و سایر ترکیبات آن شود.
تاوان دارنده دارنده تاوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 'ضمانت نامه یا پشتوانه که ریشه آن٬ ضمانت٬ به معنای پذیرش رفتاری٬ تاوان داری و پایندانی میباشد و با عنوان گارانتی و وارانتی نیز شناخته میشود٬ آن است که ارائه دهنده خدمات یا فروشنده محصول در مقابل محصول یا خدماتی که ارائه می کند، معمولاً متعهد میشود در صورت نقض ادعای خود، حاضر به تعمیر یا تعویض کالا یا پرداخت مبلغی خواهد شد. نقض عهد زمانی اتفاق میافتد که این تعهد به نحوی اجرا نشود، یعنی کالا نقصی داشته باشد یا مطابق میل یا انتظار مشتری نباشد.