مجابه
مترادفها
مواجهه، روبرو شدن
متضادها
اجتناب، گریز، دوری
لغت نامه دهخدا
( مجابة ) مجابة. [ م ُ جاب ْ ب َ ] ( ع مص ) نبرد کردن در حسن و طعام و مانند آن. جباب. ( منتهی الارب ). نبرد کردن در حسن و نیکویی و طعام و جز آن. ( ناظم الاطباء ). مبارزه و مفاخرت کردن در حسن و طعام. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با مجابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حديث: 1 حدثنى محمد بن موسى بنالمتوكل رضى الله عنه قال حدثنى على بن الحسين السعد آبادى عن احمد بن ابى عبداللهعن الحسن بن محبوب عن هشان بن سالم عن ابى بصير عن ابى عبدالله عليه السلامقال ايما مؤ من اطعم مومنا ليله من شهر رمضان كتب الله له بذلكمثل اجر من اعتق ثلاثين نسمه مومنه و كان له بذلك عند اللهعزوجل دعوه مجابه.
💡 ثواب آب و غذا دادن به مؤ من و پوشانيدن او حديث: 1 حدثنى محمد بن موسى بنالمتوكل رضى الله عنه قال حدثنى على بن الحسين السعد آبادى عن احمد بن ابى عبداللهعن الحسن بن محبوب عن هشان بن سالم عن ابى بصير عن ابى عبدالله عليه السلامقال ايما مؤ من اطعم مومنا ليله من شهر رمضان كتب الله له بذلكمثل اجر من اعتق ثلاثين نسمه مومنه و كان له بذلك عند اللهعزوجل دعوه مجابه.
💡 او در برابر چالشهای بزرگ زندگی با شجاعت تمام ایستاد و سعی کرد با هر آنچه در مسیرش قرار میگرفت، به بهترین شکل ممکن مجابه شود.
💡 مدیر جدید شرکت سعی کرد تا با وجود مشکلات مالی موجود، با تمام بحرانهای پیشرو مجابه شده و راهی برای نجات سازمان و کارکنان پیدا کند.
💡 برخورد با حقیقتهای تلخ زندگی نیازمند قدرت روحی بسیار زیادی است تا فرد بتواند با مسائل دشوار به درستی مجابه شده و از آنها درس بگیرد.