مبطلات

لغت نامه دهخدا

مبطلات. [ م ُ طِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مبطلة: مبطلات وضو. مبطلات نماز. مبطلات روزه. مبطلات صوم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ترکیب های زیر شود.
- مبطلات روزه؛ مبطلات صوم. رجوع به ترکیب بعد شود.
- مبطلات صلاة؛ مبطلات نماز. آنچه نماز را باطل کند. آنچه سبب شود که نماز درست نباشد و باید از سر گرفته شود. رجوع به صلاة شود.
- مبطلات صوم؛ مبطلات روزه. آنچه اگر روزه دار به عمد کند روزه وی باطل شود. رجوع به ذیل صوم شود.
- مبطلات غسل؛ آنچه که مبطل وضو است و رجوع به مبطلات وضو شود.
- مبطلات نماز؛ رجوع به ترکیب مبطلات صلاة شود.
- مبطلات وضو؛ آنچه وضورا باطل کند و آن چند چیز است: 1- بول یا مدفوع که از مخرج معتاد آید. 2- بادی که از نشیمن برآید. 3- خوابی که چشم و گوش را از کار باز دارد. 4- آنچه خرد را از کار بازدارد چون خواب و مستی. 5- آنچه جنابت آرد، چون بیرون آمدن منی یا دخول کردن. و رجوع به کتابهای فقه و رساله های عملیه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مبطله ( مبطل ): مبطلات روزه مبطلات نماز.

جمله سازی با مبطلات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هشتم از مبطلات خوردن و نوشيدن است هرچند اندك باشد بنابراحتياط بله باكى نيست دربلعيدن ذرات باقى مانده از غذا كه در دهان و يا بين دندان ها و نزديكتر به احتياط اجتناباز آن است و احتياط در ترك نگهدارى حبه قند (يا آب نبات ) در دهان ترك نشود هرچن كهاندك باشد و تدريجا آب شده در حلق فرو برود با اينكه نه با موالات منافات دارد ونه صورت نماز را محو مى كند.