عمقا
مترادفها
عمیقاً، از ته دل
متضادها
سطحی، کمعمق
لغت نامه دهخدا
( عمقاً ) عمقاً. [ ع ُ قَن ْ ] ( ع ق ) بعمق. بگودی. بژرفا.
فرهنگ فارسی
بعمق بگودی بژرفا
جمله سازی با عمقا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با اين كه به حسب ظاهر از جمله ى فانكم تتنعمون بها فى الآخرة استفاده مى شودكه تنعم به عبادت در دنيا ممكن است، و همين تنعم در دنيا انعكاسى در تنعم آخرتى دارد،يا سبب بالايى تنعمات آخرتى است، يعنى عمقا بالاتر است نه حسا.
💡 این تصمیم مدیریتی که توسط هیئت مدیره اتخاذ شد، عمقا بر روند پیشرفت و توسعهی کلی سازمان در سالهای آینده بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
💡 نویسنده با استفاده از کلمات بسیار دقیق و توصیفات احساسی، توانست مخاطب را عمقا تحت تاثیر قرار داده و او را با داستان همراه کند.
💡 با بررسی دقیق دادههای آماری، مشخص شد که مشکل ریشهای در سیستم اقتصادی عمقا با نوسانات شدید قیمت ارز در بازار جهانی مرتبط است.