جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعضى گفتند: پنجاه هزار درهم، بعضى گفتند: او شيعه و رافضى است و اين مبلغ او رازيادت است و اشعارى را دال بر تشيع او براى سلطان خواندند
💡 آن جوان دست زن را گرفته گفت: اگر زيارت است همين قدر هم كافى است و خواستمراجعت كند، سيد على شقى گفت: اى رافضى ! گفته من بر تو شاق و گران آمد همچنانكه زن او رفت بگذرد. سر چوبى بر شكم او زد كه افتاده و جامه او پس رفته بدن اومكشوف و نمايان شد، آن مرد دست آن زن را گرفته بلند كرد و رو به روضه مقدسهكرد: اگر شما بپسنديد بر من نيز گوارا است ! و بهمنزل خود مراجعت نمود.
💡 ياراكبا بالحمصب من منىو اهتف بساكن خيفها و الناهضسحرا اذا فاض الحجيج الى منىفيضا كلمتطم الفرات الفائضقف ثم و اشهد اننى بمحمدو وصيه و بنيه لست بباغضان كان رفضاحب آل محمدفليشهد الثقلان انى رافضى(وله ايضا)
💡 علماى شافعى: عجب موضوعى را اين ملاى رافضى پيش كشيده، كى شافعى، در زمانپيغمبر بوده است ؟ تولد شافعى در روز وفات ابوحنيفه يعنىسال 150 هجرى اتفاق افتاده، بنابراين چگونه او مى تواند در زمان پيغمبر وجودداشته باشد؟
💡 هنگامى كه علماى سنى متوجه شدند سلطان مى خواهد مجتهد بزرگ شيعه را براىحل مشكل طلاق خود، دعوت كند به وى گفتند: سلطان بايد بداند كه اين مرد پيرو مذهبباطلى معروف به (مذهب رافضى ) است.