لغت نامه دهخدا
دف ء. [ دِف ْءْ ] ( ع اِ ) شدت گرما.( منتهی الارب ). نقیض شدت سرما. ( از اقرب الموارد ). ج، أدفاء. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ناخوشی. ( منتهی الارب ). || شیر و پشم و بچه ستور و مانند آن که نفع گیرند از وی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): و الانعام خلقها لکم فیها دف ء و منافع و منها تأکلون. ( قرآن 5/16 )؛ و انعام را برای شما آفرید که در آنها «دف ء» است و منافعی، و از آنها می خورید. || آنچه بدان پوشش نمایند ازپشم و صوف و مانند آن. ( منتهی الارب ). آنچه بدان گرم شوند از لباس و خیمه و بساط. ( ترجمان القرآن جرجانی ). آنچه گرم کند از پشم و پشم شتر. ( از اقرب الموارد ). پشم ستور و مانند آن که از وی نفع یابند و گرم شوند در سرما. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || دهش. ( منتهی الارب ). عطیه. ( ذیل اقرب الموارد از لسان ). || پس برده دیوار. ( منتهی الارب ). پس رده دیوار. ( ناظم الاطباء ). «کن » و پناهگاه دیوار. ( از اقرب الموارد ): اقعد فی دف ء هذا الحائط؛ در پناه این دیوار بنشین. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).