حد زدن، در اصطلاح فقه اسلامی، به اجرای مجازاتهای معیّن شرعی اطلاق میشود که برای جرایم خاصّی در شریعت اسلام مقرر گردیده است. این مجازاتها که با عنوان «حدود» شناخته میشوند، نوعی حقالله به شمار میروند و به دلیل دارا بودن جنبهی الهی، قضات شرع با رعایت شرایط دقیق و احراز تمامی مقدمات قانونی، آنها را صادر و اجرا مینمایند. احکام مربوط به حدود، به صورت دقیق در منابع معتبر فقهی نظیر قرآن کریم، سنّت پیامبر(ص) و اجماع فقها بیان شده و دامنهی شمول، کیفیت اجرا و شرایط لازم برای اثبات هر یک به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.
جرایم مستوجب حد، شامل اموری همچون زنا، شرب خمر، قذف و سرقت میشود که برای هر کدام مجازات خاصّی تعیین شده است. اجرای این احکام، منوط به تحقّق شرایط بسیار سختی است که از جملهی آنها میتوان به وجود بینهی معتبر (مانند شهادت چهار شاهد عادل در مورد زنا) یا اقرار خود مجرم در مواردی خاص اشاره کرد. به همین دلیل، در نظام قضایی اسلامی، همواره بر احتیاط فراوان در اثبات جرم و اجرای حد تأکید شده و راههای متعددی برای جلوگیری از اجرای مجازات در صورت وجود کوچکترین شبههای پیشبینی گردیده است.
اهمیت مفهوم حد زدن در فقه، نه تنها به عنوان یک ضمانت اجرای کیفری، بلکه به مثابهی عاملی بازدارنده برای حفظ مصالح عمومی جامعه و حراست از ارزشهای اخلاقی و دینی تلقّی میشود. با این حال، فلسفهی اجرای حدود، صرفاً تنبیه مجرم نیست، بلکه تزکیهی فرد و اصلاح جامعه از اهداف والای آن برشمرده میشود. از این منظر، احکام حدود با رعایت دقیق عدالت و انصاف، در پی ایجاد محیطی امن و پاک برای تعالی معنوی اعضای جامعه است.