لغت نامه دهخدا
توتستان. [ تو ت ِ ] ( اِ مرکب ) مزرعه توت. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). توتزار. ( فرهنگ فارسی معین ). باغ توت. زمینی که در آن درخت توت فراوان کارند، بدست آوردن میوه یا پرورش کرم ابریشم را. رجوع به توت شود.
توتستان. [ تو ت ِ ] ( اِ مرکب ) مزرعه توت. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). توتزار. ( فرهنگ فارسی معین ). باغ توت. زمینی که در آن درخت توت فراوان کارند، بدست آوردن میوه یا پرورش کرم ابریشم را. رجوع به توت شود.
توت زار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اول شهر بزرگ بوده و این زمان شهری وسط است و وضع آن شهر چنین نهادهاند که اول حصاری بهغایت بزرگ نهاده و خندق عمیق بیآب دارد و بازار درگرد حصار درآورده و شهر و خانهها در گرد بازار و باغات و توتستانها در گرد خانهها و غلهزار در گرد باغات و در گرد غلهزارها بندها بسته که آب باران میگیرند و آب بِدان غله میبرند و در آن بندها خربزه بیآب زراعت میکنند که بهغایت شیرین میباشد و آبش از کاریزها است و هوای معتدل و حاصلش غله و میوه و ابریشم باشد.
💡 واقع در منطقه سرسبز شمال تهران است. در دوره قاجار این ده و زمینها و توتستانهای آن در زمان قاجار با نفوذ فراوانی که میرزا حسنخان مستوفیالممالک در حکومت قاجار داشته به تصرف او در آورده شدهبوند. آرامگاه او نیز در مجموعه معروف به «باغ مستوفی» (محل فعلی دانشگاه الزهرا) در ده ونک قرار دارد.