تفسیر ترتیبی، رویکردی بنیادین در میان آثار تفسیری اسلامی است که بر اساس آن، مفسر به شرح و بسط آیات قرآن کریم میپردازد. این نوع تفسیر، برخلاف تفاسیر موضوعی که به گردآوری آیات پیرامون یک موضوع واحد میپردازند، نظم و ترتیب اصلی قرآن را مبنای کار خود قرار میدهد. تعریف دقیق این رویکرد مبتنی بر دو اصل کلیدی است: یا پیروی از ترتیب فعلی سُوَر و آیات همانگونه که در مصحف شریف مکتوب است (ترتیب مصحفی)، یا پیروی از ترتیب تاریخی نزول آیات و سُوَر که توسط علم تاریخ قرآن استنباط شده است. انتخاب یکی از این دو مبنا، ساختار کلی اثر تفسیری و مسیر سیر معنایی آن را تعیین میکند.
در حوزه تفاسیر ترتیبی، تمایز میان تفسیر ترتیبی مصحفی و تفسیر ترتیبی تنزیلی اهمیت ویژهای دارد. در رویکرد مصحفی، که رایجترین شیوه در میان مفسران کلاسیک بوده است، مفسر از سوره حمد آغاز کرده و تا سوره ناس پیش میرود، و هر آیه را بلافاصله پس از سوره یا آیه ماقبل خود تفسیر میکند. این روش، پیوستگی ساختاری قرآن موجود را حفظ میکند. در مقابل، تفسیر ترتیبی تنزیلی نیازمند دانش دقیق از زمان و مکان نزول هر آیه است و تلاش میکند مخاطب را در فضای تاریخی نزول قرار دهد؛ هرچند که تدوین کامل تفاسیر صرفاً بر اساس ترتیب نزول، به دلیل چالشهای تاریخی و سندی، کمتر به صورت مستقل دیده شده است.