لغت نامه دهخدا
برجکی. [ ب ُج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند. سکنه آن 313 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
برجکی. [ ب ُج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند. سکنه آن 313 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
💡 تانکتها در انواع دو و سه نفره ساخته میشدند و بعضی از آنها به قدری کوتاه بودند که نفرات مجبور بودند در حالت خوابیده در آن قرار بگیرند. بیشتر انواع این خودروها از برجک بی بهره بودند یا آنکه برجکی بسیار ساده داشتند که از توپ تانک بهره نمیبرد و سلاح آن غالباً مسلسل و در موارد معدودی توپ اتوماتیک ۲۰ میلیمتری یا نارنجکانداز بود.
💡 در صورت نفوذ مهمات و انفجار مهمات درون آرماتا با در نظر گرفتن قرار گرفتن سر مهمات به طرف بالا، به طرف بالا شلیک شده و تنها باعث کنده شدن برجکی میشود که خدمهای درون ان نیست و از طرفی خدمه درون کپسول زرهی خود ایمنی لازم را دارند، سامانه گلوله گذاری میتواند بین ۱۰ تا ۱۲ گلوله در دقیقه لود کند و برد موثر آن ۸۰۰۰ متر است.