لغت نامه دهخدا
( یک آیشه ) یک آیشه. [ ی َ / ی ِ ی ِ ش َ / ش ِ ] ( ص نسبی )زمین که هر سال کاشته شود. مزرعه که هر سال در آن کشت کنند. مقابل چندآیشی. یک آیشی. ( یادداشت مؤلف ).
( یک آیشه ) یک آیشه. [ ی َ / ی ِ ی ِ ش َ / ش ِ ] ( ص نسبی )زمین که هر سال کاشته شود. مزرعه که هر سال در آن کشت کنند. مقابل چندآیشی. یک آیشی. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایشه فرخنده فرخ سرشت کت شرف ایزد همه بر رخ سرشت
💡 ایشه ملک حقیقت علی ای معنی عشق که بود عقل بخاک سر کوی تو مقیم
💡 ایشه خوبان که ملک حسنت ارزانی بود ناز پنهان تو با من خیر پنهانی بود
💡 ایشه ملک ازل ساقی میخانه علی جرم آشفته ببخشای که درویش سراست