گیهان خدا

لغت نامه دهخدا

گیهان خدا. [ گ َ / گ ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) خدای گیهان. خدای گیتی. خداوند عالم. دارنده جهان. || ( اِخ ) باری تعالی:
ولیکن به نیروی گیهان خدای
جهاندار نیکی ده رهنمای.فردوسی.چو فرمان خسرو نیارم به جای
روان شرم دارد ز گیهان خدای.فردوسی.شب تیره را کس نماند بجای
جز از چرخ و گیتی و گیهان خدای.فردوسی.|| ( اِ مرکب ) پادشاه. امیر:
ببستند او را همه دست و پای
به پیش جهاندار گیهان خدای.دقیقی.

فرهنگ فارسی

خدای گیهان ٠ خدای گیتی ٠ خداوند عالم ٠ دارند. جهان ٠ یا باری تعالی ٠

جمله سازی با گیهان خدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نیروی یزدان گیهان خدای برانگیختم پیلتن را ز جای

💡 گیهان خدای آنکش در حل و عقد ملک دستی قضا به قدرت و دستی قدر بود

💡 روح‌القدس موید و خیرالبشر پناه گیهان خدیو ناصر و گیهان خدا معین

💡 خود گرفتم ‌که تو گیهانی انصاف بده که ابی بار خدا هیچ نپاید گهیان

💡 به پیش جهاندار گیهان خدای بیامد همی بود گریان به پای

💡 در دور دارای زمین در عهد خاقان زمان کشورگشای راستش گیهان خدای راستان