گی ارم

لغت نامه دهخدا

گی ارم. [ اِ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهسارات بخش مینودشت شهرستان گرگان. واقع در 29هزارگزی خاور مینودشت. محلی کوهستانی و هوای آن سردسیر و سکنه ٔآن 135 تن است. آب آن از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمده آن غلات، لبنیات و ابریشم و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان بافتن پارچه ابریشمی و چادرشب بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کوهساران بخش مینودشت شهرستان گرگان.

جمله سازی با گی ارم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خال بر رخسار تو یا هندوئی در گلستان ارم افتاده است

💡 برساند به بلخ و حضرت بلخ گردد از فرشان چو باغ ارم

💡 کوی تو که باغ ارم روضهٔ خلد است انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم

💡 رنجور بادیه به فضای ارم گریخت مقهور هاویه به هوای جنان رسید

💡 مقلد هوس از دعوی طرب رسواست ز شکل خنده بهار ارم نخواهی شد

💡 مرا از آفتابت ذره‌ای بس وز آن باغ ارم گل تره‌ای بس

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز