گوهر دیده

لغت نامه دهخدا

گوهر دیده. [ گ َ / گُو هََ رِ دی دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بینایی. چشم. دیده:
گوهر دیده کجا فرسوده ای
پنج حس را در کجا پالوده ای.مولوی.|| کنایه از اشک دیده باشد.

فرهنگ فارسی

بینایی. چشم.

جمله سازی با گوهر دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زر و گوهر ز رخ و دیده چو داریم تمام بر عقیق یمن و لعل بدخشان گردیم

💡 بغیر خامه گوهرفشان من صائب که دیده مرغ ز منقار گوهر اندازد؟

💡 منال شاهدی از مفلسی که از غم او زبحر دیده چه گوهر که در کنار تو نیست

💡 ز خوی نازک او اشک و آه من گره تا کی دلم آتش فشان و دیده گوهر بار بایستی

💡 هست نسیمی گدا آنکه ز فیض فضل حق دیده عشق پرتوش معدن گوهر آمده

💡 شاید ای فیض اگر در طلب گوهر وصل دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه خورم

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز