واژه «گوشه و کنار» در زبان فارسی به مجموعه نقاط مختلف، بخشهای پراکنده و نواحی متفاوت یک مکان یا محیط اشاره دارد که معمولاً به صورت کلی برای بیان گستردگی فضا به کار میرود. این ترکیب زمانی استفاده میشود که بخواهیم بگوییم چیزی در همه قسمتهای یک مکان وجود دارد و محدود به یک نقطه خاص نیست. در کاربرد روزمره، «گوشه و کنار» میتواند به تمام بخشهای یک خانه، شهر، کشور یا هر محیط دیگری اشاره کند که به طور پراکنده و نامنظم در آن گسترده شدهاند. این واژه همچنین در بیان توصیفی به کار میرود تا نشان دهد یک موضوع یا پدیده در تمام بخشهای یک فضا دیده میشود. از نظر معنایی، این ترکیب بر مفهوم پراکندگی و تنوع مکانی تأکید دارد و یک نقطه مشخص و محدود را در نظر نمیگیرد. در ادبیات فارسی، «گوشه و کنار» برای ایجاد تصویر ذهنی از گستردگی و فراگیری یک موضوع بسیار استفاده میشود. این واژه میتواند هم در معنای فیزیکی، مانند گوشههای یک اتاق یا خیابان، و هم در معنای استعاری، مانند بخشهای مختلف یک جامعه، به کار رود. کاربرد آن معمولاً برای بیان وجود چیزی در همه جا و نبود تمرکز در یک نقطه خاص است. همچنین این اصطلاح حس گستردگی، پراکندگی و تنوع را به مخاطب منتقل میکند. بنابراین «گوشه و کنار» به معنای همه بخشها و نقاط مختلف یک محیط است که به صورت پراکنده در آن گسترده شدهاند.
گوشه کنار
لغت نامه دهخدا
گوشه کنار. [ش َ / ش ِ ک ِ ] ( اِ مرکب ) طرف. سو. جانب:
حافظا گر نروی از در او هم روزی
گذری بر سرت از گوشه کناری بکند.حافظ.|| این طرف و آن طرف. این سو و آن سو: اخباری از گوشه کنار شنیده شد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - جانب سوی گوشه: حافظا. اگر نروی از در او هم روزی گذری بر سرت از گوشه کناری بکند. ( حافظ ) ۲ - این طرف و آن طرف این سو و آن سو: اخباری از گوشه کنار شنیده شد.