فرهنگستان زبان و ادب
{dried meat} [علوم و فنّاوری غذا] گوشتی که برای نگهداری آن را خشک کرده اند
{dried meat} [علوم و فنّاوری غذا] گوشتی که برای نگهداری آن را خشک کرده اند
گوشتی که برای نگهداری آن را خشک کردهاند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشت آنها خوب است و به صورت تازه، یخ زده، خشک، نمکسود یا دودی به بازار ارائه میشود.
💡 کریستر فاسلسانگ، فضانورد سوئدی، اجازه نیافت تا گوشت گوزن شمالی خشک به همراه خود به فضا ببرد چون این عمل آن هم درست نزدیک کریسمس برای آمریکاییها غیرقابل قبول بود. او در عوض قدری گوشت گوزن موس همراه خود برد.
💡 نخست برگ تازه یا خشک شده آن را در روغن گی (گونه روغن حیوانی) سرخ میکنند و با آب مرغ مخلوط میکنند، پس از اینکه مایع غلیظ تر شد به آن میخک، سیر له شده و گوشت مرغ میافزایند؛ سپس آن را با لیموی تازه و نان پیتا سرو میکنند.
💡 گردشگری و به ویژه غواصی اسکوبا در میان خرابههای صدها کشتیهای شکسته و مدفون در زیر آب و دیدن موجوداتی که در میان آنها زندگی میکنند یکی از جذابترین دیدنیهای این تالاب و صنعت اصلی آن است. مغز نارگیل و گوشت نارگیل خشک شده تنها محصولات این آبخوست هستند که درآمد چشمگیری ندارند. سبک زندگی بیشتر ساکنان آبخوستهای بیرونی، بر پایه اقتصاد معیشتی است.