بقیه السیف

فرهنگ معین

( بقیة السیف ) (بَ یَّ تُ سْ سَ ) [ ع. ] (اِمر. ) ۱ - کسانی که از دَم تیغ دشمن جان به در برده اند. ۲ - بازمانده، بجا مانده.

فرهنگ عمید

( بقیةالسیف ) کسانی که از دم تیغ دشمن جان به در برده اند، باقی ماندۀ سپاه شکست خورده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- کسانی که از ضرب شمشیر ( فاتحان ) نجات بافته اند بازمانده سپاه پس از هریمت: (( بقیه السیف که بهزار حلیه جان از آن ورطه بیرون بردند تیر و کمان انداخته بسوارخها و کاهداها خزیزند و دم در کشیدند. ) )

جمله سازی با بقیه السیف

💡 گشتن به دنبال کمربند شکارچی آسان‌ترین راه پیدا کردن آن است. این کمربند شامل سه ستاره پرنور نزدیک به هم و در یک ردیف است، که به ترتیب از راست به چپ عبارتند از مِنطَقه، نِظام و نِطاق. زیر کمربند، شمشیر شکارچی [که در غلاف است] دیده می‌شود، که عبارت است از یک خط افقی از ستاره‌ها، که گویی سه ستارهٔ آن از بقیه پرنورترند، و پرنورترین‌شان نَیِّرُ السیف نام دارد، که پایین‌ترین ستاره است. در میان این سه ستارهٔ شمشیر، سحابی جبّار(M42 و M43) دیده می‌شود، که عبارت است از ابری از گاز و گَردِ بسیار، که شبیه یک گوی روشنِ قرمز یا نارنجی‌رنگ دیده می‌شود، و گاه برخی آن را به عنوان یکی از ۳ یا ۴ ستاره پرنور شمشیر می‌شمارند.