لغت نامه دهخدا
اصالت داشتن. [ اَ ل َت َ ] ( مص مرکب ) نجابت داشتن. اصیل بودن و دارای نژاد بودن. ( ناظم الاطباء ).
اصالت داشتن. [ اَ ل َت َ ] ( مص مرکب ) نجابت داشتن. اصیل بودن و دارای نژاد بودن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) ۱ - پدرداربودن با نژاد بودن. ۲ - نجابت داشتن شرافت داشتن.
💡 اعتقاد هراکلیتوس به تغییر جهانی در جملهٔ «همه چیز در جریان است» بیان شدهاست، اما راسل در اصالت داشتن این جمله تردید میکند. راسل معتقد است سخنانِ هراکلیتوس از طریقِ نقلِ قولهایی که افلاطون و ارسطو، بهمنظورِ رد کردنِ سخنانِ این فیلسوف کردهاند، به ما رسیدهاست؛ بنابراین ممکن است این جمله از پشتِ حجابِ بدخواهی و کینهتوزی به ما رسیدهباشد. راسل تصریح میکند که هراکلیتوس با تمام اعتقادی که به تغییر دارد، باز به یک چیزِ جاویدان قائل است، و آن آتشِ جاویدان است که هیچگاه خاموش نمیشود:
💡 در اسلام، عبادات گذشته از اصالتى كه دارند جزء برنامه تربيتى آن هستند. توضيحاينكه اصالت داشتن عبادت به معنى اين است كه قطع نظر از هر جهتى، قطع نظر ازمسائل زندگى بشر، عبادت خودش جزء اهداف خلقت است:و ما خلقت الجن و الانس الاليعبدون. (105) عبادت مركبى است براى تقرب به حق و در واقع براىتكامل واقعى و وسيله چيز ديگرى باشد.