فراهت

کلمه «فراهت» یک واژه عربی است که در فارسی نیز وارد شده و بیشتر به معنای شادمانی، انبساط و نشاط به کار می‌رود. این واژه در ادبیات و فرهنگ فارسی برای بیان حالت خوشحالی و سبک‌بال بودن روح و جسم استفاده می‌شود. در برخی منابع، فراهت همچنین به معنای شوکت، شکوه‌مندی و زیبایی ذکر شده است و بار معنایی مثبت و ارزشمند دارد. ریشه این کلمه از «فراهة» عربی گرفته شده که نشان‌دهنده شاد شدن، شادمانی و انبساط خاطر است. این کلمه گاهی برای اسم دختران انتخاب می‌شود و حامل معنای خوشی، خوشبختی و نشاط در زندگی است. فراهت علاوه بر این، در برخی متون به زیرکی و استادی یا نیک رفتاری نیز اشاره شده است، هرچند این معنا کمتر رایج است. در فارسی «فره» و «فر» نیز به همین مفهوم شادمانی و نشاط نزدیک است و ارتباط معنایی دارد. به طور خلاصه، فراهت بیشتر با شادمانی، انبساط، نشاط، شوکت و زیبایی شناخته می‌شود و بار مثبت و پرانرژی دارد.

لغت نامه دهخدا

فراهت. [ ف َ هََ ] ( ع اِمص ) شأن. شوکت. شکوه مندی. زیبایی. ( برهان ). مأخوذ از فراهة عربی به معنی انبساط و شادمانی و شاد گردیدن. در فارسی «فره » و «فر» بدین معنی است. ( از حاشیه برهان چ معین ). و رجوع به فراهة شود.
فراهة. [ ف َ هََ ] ( ع مص ) زیرک گردیدن. ( از منتهی الارب ). سخت زیرک شدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). حاذق و ماهر گردیدن. ( از اقرب الموارد ). زیرکی و استادی و نیک رفتاری. ( آنندراج ). || نیک رو شدن ستور یعنی تیزرونده شدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( تاج المصادر بیهقی ). سخت زیرک شدن ستور. ( مصادر زوزنی ). || به نشاط آمدن و سبک شدن. || صبیح گشتن. ( از اقرب الموارد ).
فراهة. [ ف َ هََ ] ( اِخ ) جایی است به سیستان و از آن جا است ابونصر فراهی. ( از تاج العروس ). دهی است به سجستان. ( منتهی الارب ). و رجوع به فراه شود.

فرهنگ معین

(فَ هَ ) [ ع. فراهة ] (اِمص. ) شادمانی، انبساط، نشاط.

فرهنگ عمید

۱. زیرکی.
۲. راهواری (مَرکب ).

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) شادمان گردیدن شاد شدن ۲ - ( اسم ) شادمانی انبساط نشاط.

فرهنگ اسم ها

اسم: فراهت (دختر) (عربی) (تلفظ: farahat) (فارسی: فراهت) (انگلیسی: farahat)
معنی: شأن، شوکت، شکوهمندی و زیبایی

ویکی واژه

شادمانی، انبساط، نشاط.

جمله سازی با فراهت

💡 در كتاب رياض الاذهان آورده اند، كه زنى دختر خود را بعد از مردن در خواب ديد كه بهعقاب اليم گرفتار است، بيدار گشته ناله و زارى بسيار كرد، بعد از يك شبانه روزديگر، نيز او را در خواب ديد، كه خوش و شادان و در روضه رضوان مى خراميد، پرسيد:كه اى دختر چه حال بود كه يك وقت تو را در خواب ديدم در عذاب و شدت بودى و امروزدر فراهت و راحت هستى.