گشت و واگشت
مترادفها
رفت و برگشت، گشت و گذار
فرهنگستان زبان و ادب
{hub and spoke tour} [گردشگری و جهانگردی] گشتی که در آن مکانی به عنوان اقامتگاه مرکزی در نظر گرفته می شود به طوری که شرکت کنندگان می توانند شب هنگام بعد از سفرهای روزانه به آنجا بازگردند
ویکی واژه
گشتی که در آن مکانی بهعنوان اقامتگاه مرکزی در نظر گرفته میشود بهطوریکه شرکتکنندگان میتوانند شبهنگام بعد از سفرهای روزانه به آنجا بازگردند.
جمله سازی با گشت و واگشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آتش جنگ نزديك بود برافروخته شود كه حرّ بر خود مسلّط گشت و گفت:
💡 به سال ۱۹۲۶، او سفیر شوروی در مکزیک گشت و سپس از ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۰، سفیر شوروی در نروژ و سپس از ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۵، در سوئد.
💡 پس از كارزار با دشمن، بر اثر ضربت شمشير نقش بر زمين گشت و عمويش حسين (ع )را صدا زد.
💡 روزم از بی مهریت شب گشت و آن شب را شفق بر رخ زردم سرشک لاله گون افتاده است
💡 به هر نقشی که خود میخواست رخ بنمود در عالم گهی رنگ دو عالم گشت و گه بیرنگ اشیا شد
💡 جهان از داد او پرگشت و خالی شد ز بیدادی که داد او حقیقت گشت و بیدادی مجاز آمد
💡 در تعطیلات آخر هفته، بسیاری از خانوادهها برای گشت و واگشت در پارکهای بزرگ شهر و فرار از شلوغی و تنشهای کاری، برنامهریزیهای مختلفی انجام میدهند.
💡 لذت اصلی یک سفر کوتاه، گشت و واگشت در کوچهپسکوچههای قدیمی یک شهر تاریخی و کشف کردن رازهای پنهان در میان بناهای باستانی و سنتی آن منطقه است.
💡 او تمام روز خود را به گشت و واگشت در کنار ساحل گذراند و از صدای امواج دریا و نسیم ملایم عصرگاهی برای آرامش روح خود بهره برد.