لغت نامه دهخدا
کیت و کیت. [ ک َ ت َ وَ ک َ ت َ / ک َ ت ِ وَک َ ت ِ ] ( ع اِ مرکب ) چنین و چنان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). چنین و چنان: و کان من الامر کیت و کیت؛ بود آن چنین و چنان. ( ناظم الاطباء ).
کیت و کیت. [ ک َ ت َ وَ ک َ ت َ / ک َ ت ِ وَک َ ت ِ ] ( ع اِ مرکب ) چنین و چنان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). چنین و چنان: و کان من الامر کیت و کیت؛ بود آن چنین و چنان. ( ناظم الاطباء ).
چنین و چنان ٠ چنین و چنان: و کان من الامر کیت و کیت بود آن چنین و چنان ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افسر تفنگداران دریایی ایالات متحده، براد پکستون، با همسرش کیت، باستانشناس، و یک دختر در شهر نیویورک زندگی میکند. او هنوز با کابوس اتفاقات دورهٔ خدمتاش در سوریه درگیر است. کیت پس از سخنرانی در یک کنفرانس، برای یک مأموریت باستانشناسی به مراکش میرود و در آنجا با باستانشناس فرانسوی-الجزایری، ژان رشیدی ملاقات میکند. وقتی کیت و تیماش برای یافتن شهری باستانی پنهان شده در زیر بیابان میروند، متوجه میشوند که بهطور ناخواسته از مرز مراکش عبور کرده و وارد الجزایر شدهاند. شورشیان محلی از راه میرسند و کیت، ژان و امیر جدید مراکشی را میربایند. جدید اما مدتی بعد آزاد میشود.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به شکست، ماشین زمان، کیت و لئوپولد، لژیون، جی. ادگار، لذت بعد از ظهر اشاره نمود.